ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
198
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
و كسبه و تجار چرتكه به كار مىبرند ؛ اين آلت عبارت است از گلولههائى كه به سيم كشيده شده و نمايندهء آحاد ، عشرات ، مئات و غيره است . در اين اواخر به سبب تدريس رياضيات به اعضاى خاندان سلطنت و همچنين ترجمهء كتاب درسى حساب و جبر توسط ميرزا جعفر خان اطلاعات رياضى بيشترى رواج پيدا كرده است و از آنجا كه ايرانيان براى علم مستعد هستند مىشود پيشبينى كرد كه پس از چند سالى عموميت پيدا كند . از لوازم تعليمات عاليه ، آشنائى با قانون ، افسانههاى ملى و شعر و در درجهء بعد آموختن طب و قرابادين ( داروسازى ) ، كيميا و نجوم نيز هست . كيميا در همه جا طرفداران متعددى دارد كه به آنها كيمياگر مىگويند . در هر شهرى اشخاصى ظهور مىكنند كه ادعا دارند فلزات را مىتوانند بهم تبديل كنند و محصول كارهايشان را ارائه مىدهند ؛ گوگرد و جيوه در اين ميان سهم بزرگى به عهده دارند ؛ تمام تلاشها متوجه آن است كه اين مادهء اخير را « تثبيت » كنند . بسيارى ثروت و سلامت خود را بر سر اين ماجرا مىگذارند و جز ريشخند عامه نصيبى نمىبرند ، ولى از اعتقاد خود دست برنمىدارند . اينها اغلب مدعى هستند چنان به هدف خود نزديكند كه فقط فاصلهء ناچيزى به پيروزى آنها مانده است . متأسفانه مواد غير خالصى كه اغلب به مقدار اندك به طلا و نقره اضافه مىكنند مؤيد اين خيال واهى كيمياگران مىشود ؛ هرگاه از اين مواد پس از فعل و انفعالات چيزى برجاى بماند آنها خود را فريب مىدهند و آن را به جاى محصول مىگيرند . همچنين تصور دارند كه بسيارى از گياهان استحالهء فلزات را تسريع مىكنند و بخصوص گياهانى را داراى اين ويژگى مىپندارند كه خوردن آنها دندان گوسفندان را به رنگ زرد درمىآورد . به همين دليل همواره كوهستان الوند زير پاى درويشان است و آنها در كار گردآورى گياهان مورد علاقهء خود هستند . حتى كار به جائى رسيده كه درويشان هندوستان رنج اين سفر دراز را بر خود هموار مىكنند تا از اين كوهستان مشهور گياه جمع كنند . اين ديگر آشكار است كه فريب و اغواى آگاهانه نيز در اين كار سهم بسزائى دارد . هرچند وقت يكبار درويشهائى از هند مىآيند كه خود را كيمياگران مجربى جا مىزنند . اينها كه شعبدهبازان و كلاهبرداران تردستى هستند هميشه مىدانند چگونه مقدارى طلا از بوته بيرون بياورند و بدين طريق سادهلوحان را حسابى سركيسه كنند ؛ حتى به كرات توانستهاند پادشاهان و وزيران را نيز بفريبند . همينكه نيرنگ آنها از پرده برون افتاد ناپديد مىشوند تا باز جا را براى ديگران خالى كنند . نجوم نيز از همين اعتبار برخوردار است ؛ مانند اروپا در دورهء قرون وسطى ، اعتقاد به احكام نجوم رواج كامل دارد ؛ منجم طالع را مىبيند ، اوقات سعد و نحس را معلوم مىكند و وقت صحيح انجام هر كار را اعلام مىدارد ، حتى تعيين ساعت و دقايقى كه شاه بايد از شهرى خارج يا به همان شهر وارد شود نيز بعهدهء اوست . در كتاب تاريخ مالكم « 11 » در اين مورد
--> ( 11 ) . Malcolm